رفتی !
بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید
بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت
بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد.
نوشته شده توسط فر یا د در یکشنبه 4 آذر1386 ساعت 3:41 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
از عشق رضا لبالب از پروازم شورم شررم ترانه ام اوازم از عطر زلال زندگی سرشارم با سبز ترین پنجره هاهمرازم
نوشته شده توسط فر یا د در پنجشنبه 1 آذر1386 ساعت 10:34 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
من در این کلبه خوشم
تو در آن اوج که هستی خوش باش
من به عشق تو خوشم تو به عشق هر که هستی خوش باش.
نوشته شده توسط فر یا د در یکشنبه 27 آبان1386 ساعت 3:54 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
عاشقي را شرط اول ناله و فرياد نيست .
تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست.
عاشقي مقدور هر عياش نيست .
غم کشيدن صنعت نقاش نيست.
نوشته شده توسط فر یا د در چهارشنبه 23 آبان1386 ساعت 11:3 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
گفته بودي...
دلتنگي هايم را با قاصدک ها قسمت کنم تا به گوش تو برسانند.
مي گفتي قاصدکها گوش شنوا دارند.
غم هايت را در گوششان زمزمه کن و به باد بسپار .
من اکنون صاحب دشتي قاصدکم.
اما مگر تو نمي دانستي قاصدکهاي خيس از اشک مي ميرند؟
نوشته شده توسط فر یا د در شنبه 19 آبان1386 ساعت 4:23 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
عصري است !
غريب و آسمان دلگير
افسوس براي دل سپردن دير است
هر بار بهانه اي گرفتيم و گذشت
عيب از من و توست
عشق بي تقصير است![]()
نوشته شده توسط فر یا د در دوشنبه 14 آبان1386 ساعت 1:50 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
خوبه ادم يكي را دوست داشته باشه
نه به خاطر اينكه نيازش رو برطرف كنه
نه به خاطر اينكه كس ديگري رو نداره
نه به خاطر اينكه تنهاست و نه از روي اجبار
بلكه به خاطر اينكه اون شخص ارزش دوست داشتن رو داره
نوشته شده توسط فر یا د در سه شنبه 8 آبان1386 ساعت 2:49 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
وقتي كه چشمات غير از نگاهت آيينه هم داشت
وقتي نگاهت تا بي نهايت يه لحظه كم داشت چشم انتظار اون
لحظه بودم آيينه دار اون لحظه بودم اما نديدي...............
من با تو بودم اما نديدي.
نوشته شده توسط فر یا د در سه شنبه 1 آبان1386 ساعت 5:28 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
نمي دانم چرا ما انسان ها عادت داريم آبي وسيع آسمان را رها
كنيم و جذب آبي كوچك چشماني شويم كه عمقي ندارد با اينكه
مي دانيم روزي بسته خواهد شد اما آسمان كي بسته خواهد شد
نوشته شده توسط فر یا د در دوشنبه 23 مهر1386 ساعت 3:38 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
شب، خورشید رفت.
آفتابگردان به دنبال خورشید می گشت در آسمان
ناگهان ستاره ای چشمک زد .
آفتابگردان سرش را پایین انداخت .
آری...... گلها هیچ وقت خیانت نمی کنند
نوشته شده توسط فر یا د در شنبه 21 مهر1386 ساعت 9:41 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
تنهایی!
این واژه را بلندترین شاخه درخت خوب میفهمد .
تو چي ميفهمي!!!!؟؟؟
نوشته شده توسط فر یا د در پنجشنبه 12 مهر1386 ساعت 1:27 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
رابطه دوستي خوب مثل رابطه ي بين دست و چشم مي مونه .
. وقتي دستت زخمي ميشه چشمت گريه مي کنه
و وقتي چشمت گريه مي کنه .. دستت گريه شو پااک مي کنه
نوشته شده توسط فر یا د در سه شنبه 23 مرداد1386 ساعت 4:43 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
دستم بوي گل مي داد مرا به گل چيدن متهم کردند هيچ كس با
خود فكر نكرد كه شايد گلي كاشته باشم

نوشته شده توسط فر یا د در دوشنبه 1 مرداد1386 ساعت 4:32 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
شايد يه کسي شبها براي اينکه خوابتو ببينه به خدالتماس ميکنه!!
شايد يه کسي به محض ديدن تو دستش يخ ميزنه و تپش قلبش مرتب
بيشتر ميشه!!
مطمِئن باش يکي شبها بخاطر تو تو دريايي از اشک ميخوابه!!
ولي تو اونو نميبيني؟؟شايدم هيچ وقت نبيني![]()
![]()
نوشته شده توسط فر یا د در شنبه 23 تیر1386 ساعت 4:19 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
ديشب تو فكرت بودم كه يه قطره اشك از چشمام جاري شد .....
از اشك پرسيدم چرا اومدي؟؟
گفت :
آخه تو چشمات كسي هست كه ديگه اونجا جاي من نيست![]()
![]()
نوشته شده توسط فر یا د در شنبه 2 تیر1386 ساعت 4:52 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
فهرست اصلی
دوستان
دنیا ابی
سیه چشم
زیباترین عکسها
رقصنده در باد
كسي مرا به ميهماني گنجشكها نخواهد برد
نامه های تنهایی
خانه تنهایی(سورنا)
اموزش تخصصی ایرانیان(رایکا)
رایگان ها در رایگانت
هومن.جان
نوشته های پیشین
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
طراح قالب
POWERED BY